حرف دل
موضوعات:
شعري تقديم به حضرت سيد علي(روحي له الفدا) سرخوش ز علی رهبر عرفانی خویشم شوریده دل آن مه ایمانی خویشم بعد از سفر روح خدا در شب غربت دلبسته به دلدار خراسانی خویشم سرباز شدم در ره دلداری دلدار خرم دل و جان زین ره دلداری خویشم یک چند پشیمان نشوم زین عمل خویش عمریست پریشان ز پریشانی خویشم گفتند که این قافله سر میرسد اما من پشت سر رهبر طوفانی خویشم تا کور شود چشم عدو و سر فتنه جان میدهم و شاد ز جانبازی خویشم آخر تو دهی پرچم اسلام به صاحب تا روز فرج یار علمدار خراسانی خویشم اللهم احفظ امامنا الخامنه ای
{favorites}
قوه قضاییه
موضوعات: سیاسی
عملكرد قوه قضاييه
چند روز پيش مدير عامل خبرگزاري رجانيوز با شكايت علي لاريجاني بازداشت شد. ما به اين بهانه تصميم داريم بعضي از پرونده هاي موجود در قوه قضاييه را مرور كنيم تا بلكه عدالت را بيابيم. پرونده شماره 1 موضوع پرونده : شكايت برادر رييس محترم قوه قضاييه از مدير عامل سايت انقلابي رجانيوز(منظورمان علي لاريجاني است) جرم فرد محكوم شده : بصيرت بخشي – اعتراض به سهم خواهي افراد خاص از اصولگرايان براي انتخابات مجلس– انتقاد از ساكتين فتنه مدت رسيدگي به اين پرونده : در اسرع زمان ممكن توضيحات : آقاي مدير عامل در يك چشم به هم زدن توسط مأموران بازداشت و پس از مدتي با قرار وثيقه آزاد شد. پرونده شماره 2 موضوع پرونده : شيرين كاري هاي فائزه خانم رفسنجاني جرم هاي محكومه : حضور در اغتشاشات سال 88 – دعوت از جمعيت خس و خاشاك براي آشوب – توهين به مقام معظم رهبري (مدظله العالي) در شبكه هاي معاند و ضد انقلاب – توهين و فحاشي به رييس جمهور ميليوني و منتخب مردم و .... . مدت بازداشت : چند ثانيه مدت رسيدگي به پرونده : چند سال توضيحات : البته پرونده تشكيل شده براي اين خانم با به تأخير افتادن چندين باره دادگاه در حال خاك خوردن است. دلايل منطقي فائزه رفسنجاني براي آمدن به اغتشاشات : خوردن ساندويچِ چيز برگر – خريد لباس و ... نكته : دلايل مذكور توسط نيروي انتظامي و قضايي پذيرفته و دختر رييس مجمع تشخيص هر بار بلافاصله آزاد شده است. امتياز فرد محكوم شده : دختر آقاي هاشمي پرونده شماره 3 موضوع پرونده : علي مطهري و حرف هاي دشمن شاد كن جرم و اتهامات وارده : فحاشي در صحن علني مجلس به آقاي كوچك زاده (جلسه به طور زنده از راديو در حال پخش بوده و اين فحاشي به گوش ميليون ها نفر رسيده است). – فحاشي به فرماندهان دلير سپاه پاسداران در صحن علني مجلس ( لاييك،فاسد و دنيا طلب خواندن ايشان)- توهين هاي مكرر به رييس جمهور- حمايت بي دريغ از فتنه گران و تبرئه كردن آنها از اتهامات وارده و... . مدت رسيدگي به پرونده : چند سال توضيحات : معلوم نيست كه آيا همچين پرونده اي در قوه موجود باشد. پرونده شماره 4 موضوع : فتنه 88 متهمان پرونده : ميرحسين موسوي – بزرگ شيخ اصلاحات (مهدي كروبي) اتهامات وارده : اقدام به براندازي نظام – ادعاي تقلب در انتخابات – تهييج و تشويق عده اي خس و خاشاك براي اغتشاش و كشتار مردم – توهين به مسئولان نظام و ................... مدت رسيدگي به پرونده : چند سال ، البته اگر رسيدگي شده باشد. مدت بازداشت : بازداشتي صورت نگرفته و سران فتنه به راحتي به زندگي روزانه خود ادامه ميدهند. شاكيان پرونده : مردم بصير و ولايتمدار ايران پرونده شماره 4 موضوع پرونده : شكايت از مدير مسئول سابق و ولايتمدار روزنامه ايران(كاوه اشتهاردي) جرم فرد مذكور : بصيرت بخشي – روشنگري در زمان فتنه – اعتراض به جريان انحرافي – و خلاصه ي جرم هاي ايشان اينكه به نداي أين عمار آقا لبيك گفت. مدت رسيدگي به پرونده : كَلَمحِ البَصَر ( در يك چشم به هم زدن) شاكيان : فرزندان آقاي هاشمي(مهدي و فائزه) – ساكتين فتنه – بزرگان فتنه پرونده هاي مشابه بسيار است و مجال گفتن نيست. فقط همين را بگويم كه : در اين رهِ بصيرت بايد كه سوخت ، كآنجا ميثم را زنند دار، بي جرم و بي جنايت
{favorites}
باز هم یک کلام از مادر عروس
علی مطهری که به فردی فحاش به افراد انقلابی و اصولگرا مشهور است یک بار دیگر به جبهه پایداری حمله ور شده است و این جبهه را محصول عملکرد جریان انحرافی دانسته و عنوان کرده است که اکثر موسسان جبهه پایداری زحمتی برای انقلاب نکشیدهاند و در اثر اتفاقاتی جای انقلابیون راستین را گرفتهاند.وی با بی ادبی تمام درباره شکل گیری این جبهه گفته است که: ریشه شکلگیری این جبهه را بیشتر هواهای نفسانی میدانم تا مبانی فکری؛ بیشتر بغض با آقای هاشمی و لاریجانی و قالیباف و ... محرک این افراد برای تشکیل این جبهه بوده و کمتر به فکر حفظ انقلاب از آسیبها هستند.مضاف: استقبال بی بی سی از این اظهارات
ادامه مطلب یادت نره
{favorites}
فصل لاله ها
موضوعات: شهدا
فصل لاله ها
باز آمد بوی ماه مهر. باز شمیم لاله های باغ شهادت به مشام میرسد. بر مشامم می رسد هرلحظه بوی کربلا . بر مشامم می رسد هر لحظه بوی شهدا. باز هم 31 شهریور از راه رسید. آغاز حمله ی یزیدِ زمان به کربلای ایران. این روزها اگر چشم ظاهر را ببندی و چشم دل را باز کنی می بینی که یاران حسین(ع) پس از هزار و چندی سال با جان و دل به ندای هل من ناصر فرزند حضرت زهرا(س) لبیکی گفتند که پوزه ی شیطان و پیروان ابن زیادها را چنان بر خاک مالیدند که هرگز از یاد تاریخ نمی رود. السلام ای شلمچه. السلام خرمشهرِ خدایی. السلام فکه. السلام مهرانِ آزاده. السلام سه راهی شهادت. السلام قتلگاه یاران حسین(ع).السلام طلائیه. سلام بر فتح المبین. سلام بر بیت المقدس. سلام بر کربلای 5 . سلام بر محرم و رمضان. سلام بر جمیع شهدا. اسم این سرزمین ها که می آید تازه می فهمیم که کل یوم عاشورا یعنی چه؟ آری کربلا به وسعت زمین است .عاشورا به وسعت تاریخ است. در شلمچه و فکه و .... هم صدای غریب مادر را می شنوی. چه لاله هایی که در این باغ بی سر به زمین افتادند. چه علمدارهای رشیدی که با سلام بر پسر ام البنین(س) دستِ خود را از دست دادند و علَمِ برافراشته شده ی خمینی(ره) را بر بلندای تاریخ نصب کردند. این شهدا همانهایی هستند که به قول آقا سید مرتضی ، کره ی زمین قرنها انتظار آنان را می کشید تا بر خاک مبتلای این سیاره قدم گذارند و عصر ظلمت و بی خبری جاهلیت ثانی را به پایان برسانند. می دانید تخریب چی یعنی چه؟ یعنی اینکه سدّ دشمنی را که سست تر از خانه عنکبوت است را بشکنی و به مقصودت برسی. من دو سه روز است که از کربلا بازگشته ام. جاتون خالی. در مسیر که به سمت عراق حرکت می کردیم به شهر مهران رسیدیم که مدتی به اشغال صدام در آمده بود. اما با دلاور مردی همین بچه ها آزاد و حالا هم دروازه ی ورود به کربلا شده است. تخریب یعنی این. سدّ سست دشمن را بشکنی و به مقصودت یعنی کربلا برسی. باید باز هم از سربازان امام(ره) بگوییم. باید از همّتِ حاج ابراهیم در پاسداری از ولایت بگوییم. باید از چمران بگوییم. چمران اگرچه شاگردِ اول رشته ی مکانیک دانشگاه آمریکا بود، اما به واقع استاد دانشگاه عشق به خمینی و شهادت و حزب الله بود. آقا مصطفی مدرکِ دکترا را در دهلاویه گرفت و با خطّ خون کارنامه ی شهادتش امضا شد. باید از آقا مهدی باکری یگوییم. ما خیال می کنیم که باکری در دریا افتاد و غرق شد. اما حقیقت آن است که او حالا ساکن سفینه النجاه اباعبدالله (ع) شده است. باید از حسین اسکندرلو بگوییم. او که زیر آتش ممتد نیروهای بعثی از جا بلند شد و مانند یاران امام حسین(ع) در ظهر عاشورا چنان رجز خواند که همه ی گردان نیرو گرفتند و چنان پاتکی به دشمن زدند که جلوی پیشروی لشکر عمر سعد را گرفتند. باید از آقا محسن وزوایی بگوییم. دانشجوی پیرو خط امام (ره) که از فاتحان لانه جاسوسی آمریکا بود و درس مبارزه با استکبار را به خوبی به ما آموخت.فاتح بازی دراز که دانشگاه را ترک کرد و در دانشگاه شهادت شاگرد ممتاز شد . باید از عباس بابایی بگوییم. عباس پرنده ای بود که آنقدر سنگ بر سر اصحاب فیل ریخت که متجاوزان این سرزمین را فراری داد. او شوق پرواز داشت و سرانجام به آسمان عشق پر کشید. باید از شاهرخ ضرغام ، حرّ انقلاب اسلامی و عاشق امام(ره) بگوییم. باید از رشادت ابراهیم هادی،حسین خرازی،سید مجتبی هاشمی،علی رضا موحد دانش،بهروز مرادی،سید علی هاشمی،عبدالحسین برونسی،مجید ایرانی،شهدای گمنام و بیش از سیصد هزار شهید دیگر بگوییم. اینها همانهایی هستند که زمانیکه در گهواره بودند به ندای حضرت روح الله لبیک گفتند و از زمان نوزادی توسط امامشان تربیت شدند. از مادران و پدران شهدا بگوییم که فرزندان خود را فدای علی اکبر حسین(علیهما السلام) کردند. پدران و مادرانی که کمرشان از داغ فرزند خم شد،اما خم به ابرو نیاوردند. باید از جانبازان و رزمنده هایی بگوییم که به ظاهر از قافله شهدا جا ماندند. اما هنوز که هنوز است جلوی خاکریزها دائم مشغول جنگ با دشمن هستند. دشمنی که اینبار با سلاح نرم به میدان جنگ آمده است. همین جانبازان و رزمنده ها با سلاح بصیرتشان دشمن را از پای در آورده اند. با سلاح بصیرت. با سلاح عشق به ولایت. با سلاح عشق به خامنه ای(روحی فداء). بصیرت یعنی اینکه پای خون شهدا بایستیم. نه اینکه در آن 8 سال (یا ده سال) جنگ فرمانده باشیم و حالا که جنگ نرم دشمن در جریان است پشت خاکریز بشینی و فریاد أین عمار را بدون پاسخ بگذاری. گفتم جنگ نرم. آری ای شهدا! درست شنیدید. محمد جهان آرا نبودی ببینی که در نبودِ شما چه کارهایی کردند. بعد از شما خیلی به شهدا و فرهنگ سرخ شهادت توهین کردند. نبودی ببینی که فرهمگ شهادت را خشونت آفرین خواندند. خواستند با اصلاحات،اسلام را از این مملکت که میراث امام خمینی(ره) و شهدا است، حذف کنند. اما به فرموده امام خامنه ای (مدظله العالی) دشمنان این مرز و بوم هنوز هم این مردم را نشناخته اند. محمد نبودی ببینی که خواستند در 18 تیر 78 هیزم جمع کنند و به سمت خانه علی حمله ور شوند. محمد نبودی ببینی که روی وصیت نامه تان پا گذاشتند و به ولایت فقیه توهین کردند. نبودی ببینی که خانواده ی آقای جام زهر دستور لشکر کشی خیابانی به جمعِ خس و خاشاک دادند. همه ی اینها به کنار. محمد جان حالا به سبک خرمشهر برایت میگویم. محمد نبودی ببینی که رهروان راه شما حماسه ای مانند خودتان در 8 ماه دفاع مقدس آفریدند. حماسه ی 9 دی. حماسه ی بصیرت. محمد نبودی ببینی که شهر ها پر شده بود از عمار. ما هم مانند شما وقتی با فرمان امام خمینی(ره) با جمعیت میلیونی به سمت جبهه ها سرازیر شدید، به ندای أین عمار امام خامنه ای لبیک گفتیم و با طوفان جمعیت به جنگ با نفاق رفتیم. ما نشان دادیم که شهدا زنده اند و نمیگذاریم که کلام شهدا،راه شهدا و وصیت شهدا بر زمین بماند. آآآآآآآآآی شهدا ! بدانید که ما تا آخرین قطره خونمان از این راهی که رفتید و باغ شهادتی که گشودید پاسداری می کنیم و میخواهیم که در این راه ما را یاری کنید. اللهم ارزقنا توفیق شهادت فی سبیلک این متن را میتوانید در وبلاگ چهارده هم مشاهده فرمایید. یا علی سید علی
{favorites}
خداحافظ ای ماه خوب خدا
موضوعات:
خداحافظ ای ماه خوب خدا
ساعت ده دقیقه به پنج بود. بیست دقیقه تا اذان صبح مانده بود. از خواب بیدار شدم . یک ماه که نه،هزاران ماه بود که همه این وقتِ سحر آبِ زلال تقوا را به سینه ی تشنه مان می دادیم تا خشکسالی کوله بار اعمالمان را آبیاری کنیم. چه زیبا روزهایی بود. هرلحظه اش عبادت و نیکی نوشته می شد. خوابمان هم عبادت بود. چه نا له های ألعفوی که در سحرها به گوش می رسید.میگویند اگر گوش دلت را باز کنی ،نوای تسبیح آسمان ها و زمین را می شنوی. امّا در این ماه با همین سمع ظاهری هم صدای دلنوازِ ألعفو و أجرنا مِن النار یا مجیر به گوش می رسید که حسابی دل شیطان را آتش می زد. امّا حیف که چقدر زود و به اندازه ی چشم به هم زدنی تمام شد و حالا با کسب توشه ی تقوا باید به جنگ با شیطانی برویم که قسم خورده همه را از راه به در میکند، مگر مخلصین. آی کسانی که سی شب ألعفو گفتید و از آتش خلاص شدید و بالاتر از همه شبنم اشک یرای شاه مردان بر گونه هایتان چون چشمه ای جوشان بود و برای غریبی دختر أمیرالمومنین مویه کردید،آیا با این کوله بار سنگین شیطان حریفتان می شود؟ نه آقا جانِ من ، نمیتواند. غم فراقِ ماه خدا سخت است. اگر بعد از رمضان دوباره وارد روزمرگی هایمان شویم و گرد و غبارِ گناهِ این شهر آلوده بر تنمان بچسبد،میتوانیم یه جورایی تحمل کنیم. امّا آن چیز که تحمل اش سخت است،فراق ماه خداست. فراق از ابوحمزه. فراق از افتتاح.فراق از جوشن و خلصنا مِن النار یا رب.فراق از مجیر. فراق از کمیل های رمضان.فراق از سفره های افطار کریم اهل بیت(ع).فراق از همه ی خوبی ها . رفتی ، امّا ، زود ما را به خودت برسان. بدرود ای ماه خوب خدا. السلام علیک یا شهر الله الاکبر
{favorites}
آماده شدن آقازاده فراری برای لیگ
موضوعات:
آقازاده فراری که هم اکنون در لندن به سر میبرد، برای لیگ جدید آشوب در حال جمع کردن تیم خود است تا با تمام قوا پا به میدان بگذارد. وی پس از شکست در آشوب های سال 88 و سقوط به دسته ی پایین تر مجبور شد به لندن برود و آموزش های حرفه ای را در این زمینه ببیند. آقا مهدی در حال حاضر بازی های تدارکاتی در آشوب های لندن را می گذاراند و با کسب تجربه خود را بار دیگر برای ضربه زدن به جمهوری اسلامی آماده می کند. او که پس از رفتن به لندن در دانشگاه های آشوبگر پروری مشغول به تحصبل شد ، به دلیل هوش ودکاوت بالا در این رشته فقط پس از چند ماه موفق به أخذ مدرک دکتری شد و قصد دارد با یارگیری قوی در فصل نقل و انتقالات بازیِ 6 تاییِ سال 88 را جبران کند. پس از اینکه بن علی و عبدالله صالح به عربستان سقوطی منتقل شدند،مهدی تصمیم گرفته با پا گذاشتن روی قانون سقف قراردادها تنها گزینه پیش رویش یعنی سیف الاسلام را با رقمی نجومی به خدمت بگیرد. البته شنیده شده پولی که در این زمینه قرار است برای خرید آقازاده معمر قذافی بپردازد از همان پولهای قراردادهای نفتی است که چند سال قبل با سیف الاسلام بدست آورده است. از آنجایی که مهدی و سیف دوست قدیمی هم بوده اند به نظر می رسد این انتقال قطعی باشد و سیف الاسلام را از این به بعد باید بازیکن تیم آقا مهدی بدانیم و به قطع وی تیم لیبی را ترک خواهد کرد. در فصل نقل و انتقالات با پیوستن بن علی و عبدالله صالح به آل سقوط و با وجود ملک عبدالله ،عربستان تیم کهکشانی این فصل لیگ دیکتاتورها لقب گرفته است. مهدی هم که فقط توانسته رضایت سیف الاسلام را جلب کند و اینکه از کهکشانی ها عقب نیفتد،دست به دامن ضد انقلاب های لندن نشین از جمله نوری زاد و دار و دسته اش شده است تا بلکه ضعف های تیم را با مهره های هرچند کودن و ضعیف پر کند. اینها نکات و خبرهای مربوط به فصل نقل و انتقالات لیگ دیکتاتورها بود که به عرض شما رسید. امّا سازمان لیگ و کمیته انضباطی!!! در مصوبه سازمان لیگ آمده است به علت احتمال بسیار بالای مرگ نامبارک بازیهای امسال با تأخیر و دقیقا ساعت 12 نیمه شب(به یاد ساعت آغاز کودتای 28 مرداد) شروع می شود. با توافق سازمان لیگ و تیم های شرکت کننده تمامی تیم ها با لباس سبز رنگ پا به زمین خواهند گذاشت. هواداران میتوانند برای سهولت در تشویق تیم مورد علاقه خود با سلاح های سرد و گرم وارد ورزشگاه ها شوند و اسپانسر تیم ها در این زمینه مسعود و مریم خانم رجوی میباشند. البته آمریکا و انگلیس و هم پیمانانشان هم اعلام کرده اند که از هیچ کمکی دریغ نمی کنند و با تمام وجود در خدمت تیم های دیکتاتوری هستند. کمیته انضباطی هم اسامی محرومان را اعلام کرده است که نام مهندس میر یزید اُموی و شیخ کودن اصلاحات در این لیست به چشم می خورد. جنابِ عبا شکلاتی(رییس جمهور سابق) هم که اعلام کرده بود باید زن ها در ورزشگاه ها حضور و آزادی روابط در تیم ها برقرار باشد،وقتی با مخالفت حزب دموکرات روبرو شد با زیرکی تمام و به ظاهر از این گروه ها کنار کشید و معلوم نیست که این پدرسوخته چه کاسه ای زیرِ نیم کاسه اش است. تمام!!!!!!!! این مطلب در وبلاگ گروهی مان هم به نمایش درآمده است. Chahardah1390.blogfa.com
{favorites}
ماه خدا
موضوعات:
آخرين شب جمعه ي ماه شعبان هم بار سفر بست.جمعه ي آخر اين ماه هم كم كم داره به آخرين دقايق خود ميرسه. واين جمعه هم در فراق اماممان به پايان رسيد. چه وداعي بود با آخرين كميل و آل ياسين شعبان. يكي دو روز بيشتر تا ماه خدا فاصله نيست تا به فرموده امام رضا(ع) خود را خالص كنيم و وارد ضيافت الله شويم. از رجب كه توشه اي برنداشتيم . حسرت ميخورم كه نميتوانم در يوم الحسرت نداي أين الرجبيون ملائك را لبيك گويم. اين دو ماه فرصت پاك شدن براي ورود به ماه خداست. در اين دو ماه است كه معتكفان حضرت عشق عزم سفر به شهر رمضان ميكنند و از رحمت واسعه اش بهره ميبرند. اما بيچاره من كه جز غفلت و جهل چيزي در كوله بار اعمالم نيست . با لباس آلوده وارد مهاني ميشوم. اما با همه اين احوال وقتي به سخني از امام رضا(ع) در عيون اخبار الرضا(ع) كه به اباصلت فرمودند:"در آخرين روزهاي شعبان هر گناهي را كه مرتكب شده اي ، از دل بزدا و از خدا تقوا نموده ، در آشكار و نهان به او توكل كن كه خدا فرموده هر كس به من توكل كند كفايتش ميكند" نگاه ميكنم، باب اميد به دلم باز و بر لبم دعاي "اللهم إن لم تكن غفرت لنا فيما مضي من شعبان فاغفرلنا فيما بقي منه" جاري ميشود. آري! يا سريع الرضا اگر من از قافله ي آنهايي كه گناهانشان را بخشيدي و عيبشان را پوشاندي ، جا مانده ام،در اين لحظات آخر مرا هم به آنان برسان تا با لباسي پاكيزه وارد ميهماني ات شوم. هه با هم آماده شويم براي سفر بار بنديد عزيزان سفري در راه است.................... اللهم رب شهر رمضان الذی انزلت فیه القرآن و افترضت علی عبادک فیه الصیام...........
{favorites}
یار غائب از نظر
موضوعات:
سلام علی آل یس
خواستم از برای تو بنویسم. اما هرچه نوشتم چاره ای برای ظهورت نبود. کاش میشد در بین اینهمه چراغانی و ریسه بندی چراغی هم برای دلمان روشن میکردیم که سالیانی است دلت را رنجانده است. فقط همین را بگم که آقا جان! شرمنده که بیست و دو سال است تحمّلم کرده ای بیایید همه با هم آل یاسینی بخوانیم برایش. سلام علی آل یس سَلامٌ عَلَي آلِ يس
. . . . . . يوسف گمگشته به کنعان برسد باز... تعجیل در فرج حضرت بقیه الله الاعظم صلوات
{favorites}
خطبه هدایت
موضوعات: سقیفه
10 روز پس از شهادت پیامبر(ص) آنگاه که حضرت فاطمه(س) همه شهود و دلایل خود را در مطالبه ی حقش ارائه کرد و ابوبکر از پذیرفتن آنها خودداری نمود و آنچه را که پیامبر(ص) به حضرت زهرا(س) بخشیده بود را باز پس نداد،حضرت تصمیم گرفت که موضوع را در برابر همه مسلمانان مطرح کند و اصحاب و یاران را به یاری طلبد.از اینرو، رو به مسجد پیامبر(ص) آورد و خطبه ای خواندند که به خطبه فدک معروف است.
حضرت در قسمتی از این خطبه رو به انصار کرد و سخنانی فرمودند که دارای نکات زیادی است و نور هدایت در مسیر ولایت است. حضرت بعد از آنکه خوبیهای آنها را در یاری اسلام ذکر نمود،فرمودند:پس آگاه باشید(ای انصار)که همانا من شما را میبینم که به عیش و نوش دنیا چسبیده اید و شما کسی را که شایسته بود تا او را به مولائی و رهبری خویش برگزینید از خود دور ساختید و راحتی و سکوت اختیار نمودید و به خیال خودتان از سختیها به سمت آسایش رهنمون شده اید و به تن پروری روی آورده اید. پس شما آن آبی را که (از ایمان) در دهان هایتان جمع کرده بودید،یکباره همه را بیرون ریختید و هرچه را خورده بودید گویی که استفراغ نمودید و بدانید به فرموده قرآن " اگر شما و همه مردم روی زمین کافر شوید، بی گمان خداوند بی نیاز خواهد بود و کفر شما هیچ ضرری به خداوند نمیرساند." ای انصار! من با شناخت کامل به ذلت و گمراهی بزرگی که شما را احاطه کرده و به جور و خباثتی که قلوب شما را پوشانده است،از روی تأسف و حسرت و با سوز دل و از باب اتمام حجت،آنچه را باید، به شما گفتم.پس اکنون این شتر از آن شما،آن را برای سوار شدن آماده نمایید و بتازید،امّا بدانید همانا شما بر شتری سوار شده اید که پشت آن زخم و پاهایش تاول زده است و ننگ و عار آن تا ابد باقی خواهد بود و بر پیشانی آن مهر غضب الهی و خذلان ابدی حک بسته است و در نهایت شما را به آتشی که بنا به فرموده قرآن " آن آتش از دل انسان شعله ور میشود " خواهد رساند. و بدانید که هرچه میکنید از دیده خداوند پنهان نمیباشد و " بزودی ظالمان جایگاه خویش را در آتش جهنّم مشاهده خواهند کرد." بدانید که من دختر پیغمبرتان محمّد(ص) هستم که یک عمر ، شما را از عذاب شدید الهی بیم داد.پس هرچه میخواهید انجام دهید که ما هم به موقعش کار خودمان را می کنیم و "منتظر قیامت باشید که ما نیز منتظر همان لحظه ایم." حضرت در این خطبه چندین بار به آیات قرآن اشاره میکند .آیاتی که در شأن کفار و مشرکین است.حال این سوال پیش می آید که چرا حضرت در مقابل انصار به آیاتی که مربوط به کفار می شود اشاره میکند؟ آنهایی که با سلاح هایشان اسلام را یاری کرده بودند. بازوان اسلام بودند.بی پناهان را پناه دادند و... . جواب این است که حضرت زهرا (س) میخواستند با این آیات،هشدارهای کوبنده ای به آنها بدهند.راهی را که انصار در پیش گرفته بودند را منتهی به کفر میدانستند. راهی که منجر به خارج شدن آنها از راه حق میشود. راهی که حتی مومنین ممکن است در آن بیفتند. اینکه بگوییم آن فرد چندین سال عبادت کرده ،جهاد کرده،جبهه رفته،اسلام را یاری کرده،دیگر خطری تهدیدش نمیکند، امری اشتباه است.ممکن است یک گناه و اشتباه موجب گمراهی فرد شود و او را آرام آرام از راه خدا دور کند و به جایی برسد که از کفرستان سر در بیاورد.مگر اینکه به خدا پناه ببرد و از خدا بخواهد در برابر این خطرات محفوظش بدارد. در دوران ما هم بودند و هستند کسانی که اهل عبادت بودند و ادعای پیروی از ولایت را داشتند،امّا در آخر تشکیک کردند و گمراه شدند. کفر معنایش فقط این نیست که فرد علنی خدا را منکر شود. یکی کفر در برابر اسلام است و دیگری کفر در برابر ایمان.اگر فردی شهادتین را بر زبان بیاورد مسلمان است و خونش محفوظ . این مربوط به اسلام ظاهری میشود که اگر اینها را منکر شود منجر به کفر میشود. امّا کفر در برابر ایمان این است که فرد اسلام آورده است امّا قلبا آنچه را که پیامبر(ص) آورده است را باور ندارد. اگر در دل باور داشته باشد آنچه را که پیامبر(ص) از جانب خدا آورده،درست است،از این کفر به دور است.امّا اگر تشکیک کند به کفر دچار شده است. در قرآن هم چندین بار آمده است که منافقین هم نماز میخواندند و عبادت میکردند،امّا در دل ایمان نداشتند. ایمان واقعی پذیرفتن همه "ما أنزل الله" است. اگر کسی نماز خواند و زکات داد،تضمین نمیشود که تا آخر در راه خدا باشد. حضرت صدیقه طاهره(س) هم در این خطبه گذشته خوب انصار را یادآور شدند و در عین حال سکوت و کار زشت فعلی را سرزنش کردند.این نشان میدهد که گذشته خوب تضمین کننده حال فعلی نیست.یعنی همان که " میزان حال فعلی افراد است". پس وقتی که حضرت فاطمه(س) آیه ی " فإن تکفُروا أنتُم وَ مَن فی الأرضِ جمیعاً فإنّ الله لَغنیٌ حمید" را بیان میکنند ، میخواهند خطر کفر را به انصار گوشزد کنند. همان کفری که در برابر ایمان است. نکته ی دیگر سخنان حضرت در آنجاست که میفرمایند "من با سوز دل و آهی که از سینه پر درد بلند شده است با شما سخن میگویم". این سخنان نشان از غضب دخت نبی اسلام(ص) است. پیامبر(ص) بارها فرموده بودند که رضای فاطمه(س) رضای خداوند است و غضب فاطمه(س) موجب غضب خداوند است.حضرت میخواست به آنها بگوید که من از شما غضبناکم و خدا از شما غضب دارد و شما با این کارتان دچارآتش جهنم میشوید. این سخنان به فرموده حضرت زهرا(س) اتمام حجتی بود تا شاید نجات پیدا کنند و از آتش جهنّم دور شوند. امّا آنها راه ذلت و گمراهی را پیش گرفتند. ما باید به این نکات توجه داشته باشیم که گذشته افراد عذری برای انحرافات و بدی های فعلی شان نیست . فرد تا زمانی که در راه خدا حرکت کرد و انحراف نداشت مورد ستایش قرار میگیرد. خطبه فدک حضرت فاطمه(س) منشورهدایت تمام انسانهاست که باید به آن عمل کنیم و مانند دختر پامبر(ص) از حریم ولایت دفاع کرده و با انحرافات مبارزه کنیم. تاریخ نشان میدهد که هرکس با ولایت زاویه گرفت و از مسیر و خط آن حتی ذره ای خارج شد نهایتاً به چاه ضلال و گمراهی می افتد. امیدواریم خداوند ما را از خطرات و انحرافات مصون بدارد و ما را پیرو همیشگی ولایت فقیه قرار دهد و بر طول عمر نائب امام زمان(عجّل الله تعالی فرجه شریف)، حضرت آیة الله خامنه ای (مد ظله العالی) بیفزاید. اللهم عجل لولیک الفرج
برگرفته از صحیفه فاطمیه و سخنان آیةالله العظمی مصباح یزدی(حفظه الله)
{favorites}
همه پیامهای تسلیت پدر "ف.ه"
موضوعات: سیاسی
پس از درگذشت پدر فتنه گرِ خداجو، جناب (هاشمی.ر) در پیامی این مصیبت را به خاندان موسوی و تمام فتنه گران تسلیت گفت. وی در این پیام آورده است: مصیبت وارده را بر شما خاندان معزز و به خصوص فرزندان خدوم و برومندشان به ویژه مهندس میرحسین موسوی تسلیت میگویم.خاندانی که خدمات شایسته ای به اسلام و انقلاب و میهن اسلامی مان کردند و افتخار تقدیم چندین شهید در راه اسلام،انقلاب و میهن را در کارنامه خود دارند.
پس از این پیام، (هاشمی.ر) پیشاپیش چندین پیام تسلیت دیگر به چند خانواده فتنه جو و آدم کش خدوم ارسال کرده است که به این شرح است. 1. مصیبت بزرگِ مرگِ جنابِ معمر قذافی و ساقط شدن حکومتِ صلح جوی دیکتاتورِ خدوم لیبی را به خانواده محترم قذافی و به ویژه دوست دیرینِ فرزندم مهدی،یعنی سیف الاسلام قذافی تسلیت میگویم.امید است که سیف الاسلام راه پدر را ادامه داده و به کشتار مردم لیبی که خدمت به اسلام است بپردازد. 2. ما ز بالاییم و بالا میرویم. خاندان بزرگِ سعودی! با نهایت تأسف و تأثر درگذشت عالم جانی،دیکتاتور خدمتگزار،خائن الحرمین،گنده مفتی فتواهای شاذ،دشمن شیعه،محبوب دل وهابیت و فرمانده سپاه آل سعود در کشتار مردم بحرین را به شما و به ویژه سربازان آل سعود که در بحرین مشغول خدمت به اسلام هستند تسلیت میگویم. غم از دست دادن این دوست و یارِ همیشگی،مصیبتی است که کمرِ من و تمام جریانهای برانداز و اصحاب فتنه را خم کرده است. برای خود و تمامی دوستان صبر مسألت میکنم. 3. پس از مرگ نامبارک،(هاشمی.ر) پیام تسلیتی نفرستاد.وی فقط افزود:به دلیل ترسو بودن نامبارک در حفظ نظام دیکتاتوری و کنار رفتنش از قدرت،پیامی نمیفرستم و از خداوند عذاب دردناک برایش به خاطر این کارش خواستارم. 4. باور نمیکنم که خلیفه مرده است/ما را به دستِ گریه ی شب سپرده است/باور نمیکنم که بهاران خزان شده/در زیر خاک نغمه بلبل نهان شده بدینوسیله مرگِ پادشاه بحرین،یار سرکوبگران،فرمانده آل خلیفه،قاتل شیعیان بحرین،خدمتگزار اسلام و مرهم دل وهابیت داغدیده را به خانواده های سلطنت طلب و منافقین خداجو تسلیت میگویم.از سربازان ارتش خواستارم که راه فرمانده را ادامه داده و میدان لؤلؤ را بار دیگر به حمام خون تبدیل کنند تا مردم در آن غرق شوند. ضمنا وسیله ایاب و ذهاب از عربستان به سمت قبر آن سفرکرده آماده است. حضور سربازان و فتنه گران عالم باعث شادی پادشاه میگردد. 5. تو این مدت آنقدر داغ دیده ام که دیگر نمیتوانم برای داغ از دست دادن "بن علی" و "عبدا... صالح" و چند دیکتاتور دیگر که همه از خدمتکاران و نوکران فتنه و سربازان مخلص استکبار و صهیونیست بودند پیامی بفرستم.خداوند همه شان را از عذاب واسعه اش بهره مند سازد.
{favorites}
مسافرم مسافر کربلا
موضوعات: شهدا
کم کم هزار و سیصد و هشتاد و نهمین سال هم به پایان میرسد. همه مشغول غبار روبی هستند. غبار روبی از در و دیوار و خانه. عده ای هم مشغول خرید شب عید و لباس و ... . همه اینها زیباست،اما زیباتر از آن اینست که غبار از دل پاک کنی و لباس روحت را نو کنی. این روزها باید روزهای توبه باشد. توبه از کارهای خبط و خطایی که در این سال انجام دادیم و یک سال دیگر فرج حضرت بقیة الله(عج) را به تاخیر انداختیم. بعضی دیگر عزم سفر کرده اند. این روزها تو خیابانها کاروانهای در حال سفری را میبینی که دلت را هوایی میکنند. آری! کاروان مناطق عشق. مسافران سرزمین نور. خدا نگهدارتان زائران شهداء. من هم قصد خرید لباس نو دارم. امّا این لباس با همه لباسها فرق دارد. این لباس نه سفید است و نه سیاه.نه سبز است و نه قرمز. رنگ این لباس خاکی است. این لباس تا به خدا میبرد مرا. این لباس تنها لباسی است که به تن می آید. همه میخواهند غبار روبی کنند دلشان را. امّا من میخواهم خاکی کنم دلم را.من هم مسافرم. مقصدم هم همان مقصد این کاروان است. عزم جنوب کرده ام. جنوب مرکز عشق است. خاک این سرزمین پاک میکند لوح دلت را. دفتر عمرم را که باز کردم سیاهی اش بدجوری به چشم میزد. سنگینی کوله بارِ پر از گناهم سست کرده شانه هایم را.میخواهم این این سیاهی را، این سنگینی را پاک و سبک کنم. هر که عزم این سفر دارد با من بیاید. اگر میخواهی غبار از دلت پاک شود باید خاکی شوی. سرزمین کربلای ایران "مبّدل السیئات بالحسنات" است. راهِ عبورِ آسمان است.این زمین داغ جنگ بر دل دارد. داغ شهادت بر دل دارد. آنجا که رفتی باید بسوزی. جنگ عرصه ی ظهور یک حقیقت آسمانی بود و این سرزمین آشکار کننده این حقیقت است. باید مَحرم شوی تا حقیقتش را دریابی. دلم خیلی هوای آن خاک دارد. سینه ام سنگینی میکند. میخواهم آنجا درد دلم را با خاکی که قدمگاه شهیدان است بگویم. دلتنگ آن سرزمینم. این دلتنگی را نمیشود با قلم نوشت. نمیشود این حس را تحریر کرد. دلتنگ تر از ما همان خاک است. همان که مأنوس بود با مسافران کربلا و یاران حسین(ع). دلتنگ تر از ما دوکوهه است. دوکوهه! میدانم که چقدر دلتنگی. به قول سید مرتضی "با من سخن بگو دوکوهه. تو را چه شده است که اینگونه ساکت و خاموشی".روزی پناهگاه سربازان عاشورا بودی، اما حالا چه شده که دیگر نوای " کربلا کربلا ما داریم می آییم" در حسینیه حاج همت شنیده نمیشود. باید اینگونه هم دلتنگ باشی. دیگر سربازان گردان مقداد و میثم نیستند تا تو با آنان اُنس گیری. دیگر صبح را با صدای صبحگاه بچه های خمینی(ره) آغاز نمیکنی. غریب تر از تو حسینیه تخریب است. کسی نیست تا در آن قبرهای کنار حسینیه نماز شب بخواند. نجوای شبانه شان به گوش نمیرسد. صدای آه تو سوزانده دلمان را. دوکوهه نشان بده به ما راه عاشقی. نشان بده راه آسمان. مگر تو دانش آموز مدرسه ی همت و حاج احمد نیستی؟ پس یاد بده به ما این درس را. دوکوهه السلام ای خانه عشق/سلام ما به تو میخانه عشق* دوکوهه منزل و مأوای عشاق/دگر خالی شد از جای عشاق* دوکوهه باصفا بودی و زیبا/چراحالا شدی تنهای تنها* دوکوهه از چه چون ویرانه گشتی/تو خالی از گل و پروانه گشتی* دوکوهه گو که گردان ها کجایند/مگر نزد شهید کربلایند* دوکوهه آن حسینیه ی همت/دگر پر گشته است از خاک غربت* دوکوهه گو یگانِ ذوالفقارت/کجایند عاشقان بیقرارت* دوکوهه از جداییِ تو فریاد/ بگو باشد کجا گردان مقداد* دوکوهه قلب ما پر گشته از غم/نمی آید دگر گردان میثم* دوکوهه کُن نظر برما چه ها رفت/بگو گردان حمزه ات کجا رفت* دوکوهه درس آموز شهامت/کجا زد خیمه گردان شهادت* دوکوهه ! ای محل عشق و ایثار/بُود خالی دگر، گردان انصار* دوکوهه روزِ ما گشته شب تار/کجا برپا شده گردان عمار* دوکوهه گشته اند قربان قاسم/بسیجیان غیرتمند محسن* دوکوهه باغ ما گردیده پرپر/کمیل و مالک و گردان جعفر* دوکوهه گشته ای خالی تو دیگر/ز گردان حبیب و هم ابوذر آه دوکوهه ! ما را هم به آنانکه عِندَ رَبِهم یُرزَقون اَند برسان. از دوکوهه بریم به قدمگاه حضرت زهرا(س).سرزمین کربلای 5 . آنجا که هنوز هم که هنوز است ناله ی "غریب مادر" به گوش میرسد. اگر گوش دلت را باز کنی این صدا را میشنوی. شلمچه پیوندی ناگسستنی با کربلا دارد. راه کربلا از اینجا میگذرد. این صحرا از جنس همان صحرای روز عاشوراست. گودالهای قتلگاهش مانند مقتل شهدای کربلاست. شلمچه هم مانند دوکوهه و فکه و مجنون و طلاییه و شرهانی و ... غصه های زیادی در سینه دارد.غصه ی بدنهای بی سر. با من سخن بگو. از این غصه ها بگو. بسوزان سینه مان را. اگر آه بکشی عالمی را میسوزانی. امّا تو راز دار عشقی. تو راز دار حقیقتی که لب از لب نمیگشایی. ای جلوه ای از کربلا و ای بهترین تعبیر عشق ! ما را هم در این باغ شهادت بپذیر. به زودی مسافر قدمگاه شهیدان هستم و سال جدید را در کنارشان آغاز میکنیم. إن شاالله روزی از آنجا دروازه ای به کربلا باز شود و ما هم به قافله ای ملحق شویم که به سوی عاشورا میرفت. یا فالق الإصباح! ما را در راهی که اینچنین عاشقانه در پیش گرفته ایم یاری فرما.
{favorites}
درد و دل من با آقا
موضوعات: سیاسی
سینه ام دریای خون است.آنقدر از عمق دلم آه کشیده ام که که دیگر نفسی نمیآید که ممّد حیات باشد و مفرح ذات. هشت ماه غصه خوردیم.هشت ماه خون دل خوردیم.بیست ماه است از آتش فتنه میگذرد که صبرمان تمام شده است. درد و دلم را با شما میگویم آقا. آقاجان صبرمان به لب رسیده است.صبر شما صبر علوی است.میخواهیم نور صبرت را بر دلهای ما بتابانی.یک سال پیش بصیرت را در دلمان دمیدی و حالا صبرت را. حالا میفهمم که این 21 سال چه کشیده ای. خامنه ای خمینی دیگر است.به قول داداش حسین حروف خ م ی ن ی در نام خمینی و خامنه ای مشترک است.فقط نام خامنه ای یک "آه" بیشتر دارد که از دست خواص بی بصیرت میکشد.آقا این آه را از دست آنهایی میکشد که نمک خوردند ونمکدان را شکستند. بگذار برایت روضه ی مادرت را بخوانم. حضرت صدیقه طاهره(س) پس از شهادت پیامبر(ص) بعد از آنکه در مسجد خطبه خواند،در خانه، خطاب به حضرت امیر(ع) کرد و فرمود:"فلا دافع ولا مانع". یعنی "اکنون نه کسی از من دفاع میکند و نه کسی از من،دشمنانم را مانع میشود".این سخن مادر در مورد خواص بود. در مورد مردم نامرد هم بود.همان خواصی که از اصحاب پیامبر(ص) بودند.همان خواصی که درِ خانه دختر پیغمبر(ص) را آتش زدند وخلافت را غصب کردند. آقاجان مادرت فرمود اکنون نه کسی از من دفاع میکند و نه کسی از من،دشمنانم را مانع میشود. ندای "أین عمارت" از جنس همین حرف بود. همان ها که قبل انقلاب زندان ها رفتند و شکنجه ها دیدند اکنون نه از شما دفاع میکنند و نه دشمنانت را مانع میشوند. بگذارید دعوایم را شروع کنم. سه روز پس از جشن با شکوه پیروزی انقلاب اسلامی باز هم خس و خاشاک ها که البته نیازی به "ها" جمع ندارند،به دو سه تا کوچه آمدند و یکی دو تا سطل آشغال را آتش زدند والبته دو بسیجی عاشق شهادت را به شهادت رساندند.شهادتتان مبارک. صانع اکنون لاله شده است. پدرت گفت حافظ قرآن بودی. میدانم آنقدر سوره منافقون و کافرون را خوانده ای که نتوانستند تحمل ات کنند و در روزی که امام حکم ارتداد سلمان رشدی ملعون یعنی همان دشمن قرآن را صادر کرد ، تو را به شهادت رساندند. میدانم آنقدر این چند روز از این ماجرا شنیده اید و دیده اید که دیگر نیازی نیست من چیزی بگویم و داغ دلتان را تازه کنم. به دعوای خودم برسم. دعوای من نه با سران کثیف فتنه است و نه با جناب هاشمی که خود و خانواده اش قسمت اعظمی از فتنه را رهبری میکنند. سران فتنه که مرده اند و ما خود را برای دفن جسدشان در قطعه منافقین آماده میکنیم. خانواده هاشمی هم که در روز تشییع پیکر شهید ژاله حسابی از خجالتشان در آمدیم و تکلیفشان روشن است. تکلیفشان را حاج علیرضا پناهیان با سخنان سرشار از بصیرتشان و مردم با شعار "مرگ بر هاشمی" روشن کردند. سخنم با آن کسانی است که دورویی پیشه کرده اند. هم میخواهند در جبهه دوست باشند و هم در جبهه دشمن. اول از همه با شما هستم آقا محسن. از همان روزی که حرف ولی ات را، حرف فرمانده ات را ، زمین گذاشتی، سقوط کردی. آقا فرمود در همان سپاه بمان،اما رفتی. وقتی چراغ خیمه را خاموش کرد، شبانه از خیمه رفتی و به ندای"هل من ناصر ینصرنی" لبیک نگفتی. در برنامه دیروز امروز فردا گفتی جنبش سبز که به خیابانها آمد، خواسته ای داشت که باید به خواسته شان پاسخ داده میشد.گفتی میشد که این اعتراضات را یک ماهه جمع کرد.سوال من این است. نکنه شما آلزایمر گرفتی. همین شما نبودی که با اینها همراه شدی؟ همین شما نبودی ادعای تقلب کردی؟ همین شما نبودی که سکوت کردی؟ مگر شما نبودی که در مناظره با شیخ کودن اصلاحات به تحقیر دولت پرداختی؟ همین شما نبودی که سفرهای استانی دولت را به سخره گرفتی؟ مگر شما نبودی که میخواستی سران فتنه را با آن همه جنایت به آغوش ملت برگردانی و با آن نامه ات میخواستی جام زهر دیگری را اینبار به آقا بنوشانی؟ حالا چه شده است که میخواهی به آغوش مردم برگردی؟ دیر شده است آقال محسن. وقتتان تمام شده است. دیدی در تشییع پیکر شهید ژاله دانشجویان و بسیجیان چه برخوردی با شما کردند؟ الآن که جنبش سبز مرده است وقت برگشتن نیست. شما اگر با آقای هاشمی بر سر یک سفره بنشینی برایت بهتر است. گفتم هاشمی!!! شما در تلویزیون از هاشمی انتقاد کردی. اما چرا در آخر برنامه از این شخص عذرخواهی کردی؟ این یعنی نفاق. هم میخواهی در زمین دوست بازی کنی و هم در زمین دشمن. خداحافظ آقا محسن! بعد از حادثه 25 بهمن اخبار جالبی از صدا و سیما پخش شد."درخواست برخورد با سران فتنه از سوی آقای ناطق نوری". باورم نمیشد. چشمهایم را فشردم. گفتم شاید دارم خواب میبینم. امّا نه. خبر درست بود. گوشهایم را تیز کردم. گفتم شاید اشتباهی شنیدم. اماّ باز هم اینطور نبود و خبر درست. آقای ناطق نوری که اگر بگویم صامت نوری بهتر است، روی صندلی گرم و نرم نشسته بود و مصاحبه میکرد. فکر کنم این اولین مصاحبه و موضع گیریشان علیه فتنه بود. دلیلم هم برای این حرف ، تشکیلاتی بود که راه انداخته بود برای یک مصاحبه . صدا و سیما آنچنان با ذوق و شوق این مصاحبه را پخش کرد که حتی چند ثانیه هم از سخنان آقای پناهیان و حسینیان را که خواسته مردم بود پخش نکرد. این یعنی اینکه آهاااااااااااای مردم! آقای ناطق هم بعد از مرگ جنبش سبز موضعگیری کرد. آقای ناطق! دیگر دیر شده است. باید همان حرفهایی را که به آقا محسن زدم را برای شما هم بزنم. شما با این کارتان قصد تحقیر مردم را دارید؟ مردم بصیرت دارند. گول حرفهای شما را نمیخورند. اگر بگویم که این ها همه اش ظاهری است، دروغ نگفته ام. این کارتان آدم را یاد آمریکا می اندازد. همانی که پس از سقوط محمد رضا و صدام و نامبارک ، رهایشان کرد. انگار نه انگار که پیمان دوستی با آنها بسته بود. در ایّام فتنه با سکوتتان از سران فتنه حمایت کردید و حالا که مرگشان رسیده است از آنها اعلام برائت میکنید؟ با شما هم خداحافظی میکنیم. آنقدر اعصابم به هم ریخته و آتشی در دلم است که حوصله دعوا با رییس مجلس و خلبان قالیباف و امثال اینها را ندارم. به موقعش با اینها هم صحبت میکنیم. دلم برای نماز جمعه 29 خرداد تنگ شده است.آنجا که آقا آیه ی "سکینه و آرامش" را قرائت کرد. بخوان برایم " أنزل السکینه " را، که دلم آشوب است. آرامم کن ای آرام دلم. عزیز دلم آقاجان هست خاموشی ات پر از فریاد در تو آرامشی است طوفانی " ألذی أنزل السکینه " تو را کرده سرشار از فراوانی
جای اشکهایم را که نه ! جای خون دلم را روی صفحه دیدید؟ آه! شهادت! کجایی؟
{favorites}
تجلی بصیرت
موضوعات: سیاسی
ساعت ۹ صبح.از خونه راه افتادم به سمت مترو.در مسیر که میرفتم جمعیت زیادی ندیدم.گفتم مردم خواب مانده اند؟!رسیدم مترو شهرری.آنجا هم جمعیت زیادی نبودند.شک کردم. گفتم شاید دارم خواب میبینم.با مترو راه افتادم به سمت میدان انقلاب.هرچه به ایستگاه میدان انقلاب نزدیک تر میشدیم جمعیت بیشتر میشد.از ایستگاه که بیرون اومدم اقیانوسی از مردم را دیدم.به اشتباه خود پی بردم.آری!مثل اینکه من خواب مونده بودم.اما نه مثل بعضی ها که بعد از فتنه هنوز هم که هنوز است در خواب بی بصیرتی خور و پوف میکنند. مردم از ساعات اولیه ی روزِ "روز خدا" آماده شده بودند.طلوع مردم در خیابان ها زودتر از طلوع خورشید بود.عجب طلوعی!خلاصه رسیدیم و به این دریای مواج پیوستیم.همه جا پر بود از تصاویر امام.همه جه پر بود از تصاویر آقا.همه جه پر بود از پرچم سه رنگ که چه زیبا در آسمان به اهتزاز در آمده بود.همان پرچمی که سرخی اش از خون شهداست.همانی که سرخی اش با خون شهدای فتنه با خون حسین غلام کبیری ها پررنگ تر شده است.همه جا پر بود از تصویرشهدا که فضای زیبایی را به شهر هدیه کرده بود. اما چه سود که این تصاویر را همین هفت هشت ده روز در خیابانها میبینیم و جناب شهردار و دوستانشان طاقت دیدن این تصاویر را ندارند.بلافاصله بعد از این مراسم این تصاویر هم از دیوارهای شهر برداشته میشود وجای آن تصاویر بازیگران سینما با آرایش های آنچنانی نصب میشود.که فضای شهر را بدجوری آلوده میکند.جای اینها نمادهای صهیونیستی نصب میشود.بگذریم!!!!!!!!!!!!!! خدایا شکرت. از اول صبح باران رحمتت را بر سرمان نازل کردی.چه هوایی بود. دیروز خدا هرچه نعمت بود به ما داد.نعمت در نعمت.
همین که آن جمعیت چند میلیونی را دیدم اولین جمله ای که بر زبانم جاری شد این بود "الحمدلله رب العالمین". آری باید شکر کرد.شکر نعمت انقلاب حضور در راهپیمایی است.باید به خاطر این حضور مردم هم شکر کرد.شکر نعمت نعمتت افزون کند. بزرگترین نعمتی که خدا به ما داده نعمت ولایت است.نعمت رهبری الهی است.نعمت امام خامنه ای است.اگر ما شبانه روز تسبیح به دست گیریم و خدا راشکر کنیم که خدا چنین رهبری را به ما داده والله از عهده شکر این نعمت برنمی آییم. همه آمده بودند.نوزاد خردسال پیر جوان زن و مرد.هدف لنز دوربینی کودک ۲ساله ای بود که عکس آقا در دستش بود و پیشانی بند لبیک یا خامنه ای بر پیشانی اش.این یعنی سرباز امام خامنه ای بودن سن نمیشناسد.از نوزاد چند ماهه تا پیرمرد ۸۰ ساله همه سرباز امام خامنه ای هستند.از هر قوم و قبیله ای سرباز دارد. ترک لر کرد فارس و بلوچ آمده بودند. این همه لشکر آمده به عشق رهبر آمده. همه ملت ها ببینند خروشمان را.البته این خروش نبود.این دریایی آرام بود که اگر کسی بخواهد دست درازی کند این دریای آرام به اقیانوسی مواج و طوفانی تبدیل شده و آنچنان می خروشد تا نا اهل ها را مثل ۸ سال و ۸ ماه دفاع مقدس نابود کند. به فرموده امام خامنه ای این تجلی قدرت الهی است.۲۲ بهمن تجلی بصیرت بود.تجلی بیداری بود.تجلی قدرت الهی چه دیدنی است.این یک شعار نیست. این عقیده ی ماست.هرکه آمده بود این را حس کرد.ما با حضورمان رعشه بر تن دشمنان انداختیم . ملت های منطقه ببینند این حضور را.پیر جماران به پدرانمان و امام خامنه ای به ما یعنی بسیجیان حضرت ماه جرأت طوفان داد.حضور ما هم به مردم تونس و مصر و ..... جرأت خروش داد.قیامشان از قیام ما است.نامبارک هم رفت.دیروز پهلوی امروز نامبارک و فردا اسرائیل نابود خواهد شد.عجب دیروز و امروز و فردایی!!!!این دیروز و امروز و فرداها یعنی آماده سازی جهت ظهور.اینها همه اش از برکت خون سیدالشهدا(ع) است.قیام مصر ادامه انقلاب اسلامی ایران است.انقلاب ما آغازی بود که پایان ندارد.همزمان با پیروزیمان "نامبارک"رفت.عجب تقارن مبارکی بود.
یکی از دوستان فرموده بود با تکبیرمان در شب پیروزی نشان میدهیم فرق بین تکبیر خودمان و تکبیر فتنه گران را.چه زود تفاوتش آشکار شد.تکبیر ما نابود میکند ظلم را. نابود میکند کفر را. نابود میکند فتنه را. بعد از تکبیر بود که خبر سقوط نامبارک را شنیدیم.تکبیرمان اثر کرد.مگر خدا نفرمود که مرا یاد کنید تا یاد کنم شما را؟ ما با همین الله اکبر چه ها که نمیکنیم.شاه را بیرون کردیم.صدامیان را نابود کردیم.همین سال گذشته قایق فتنه ۸۸ را به گِل نشاندیم.این است تجلی قدرت خدا. خدا قوت به همه مردم.باز هم با حضورتان پیروزی دیگری را به ارمغان آوردید.دل امام و شهدا راشاد کردید. مرحبا به این بصیرتتان راه امام خمینی پاینده باد امام ما خامنه ای زنده باد
راستی وقتی این جملات را مینوشتم در حال خوردن ساندیس بودم.
{favorites}
یوم الله
موضوعات:
باز هم ۲۲ بهمن باز هم روز خدا باز هم عید باز هم حماسه باز هم حضور باز هم ساندیس باز هم نی ساندیس باز هم فرو کردن نی ساندیس در چشم استکبار و صهیونیست و فتنه گران باز هم ما می آییم آقا جان،رهبرم ، به عشقت میاییم و چشم دشمنان ولایت و این نظام را کور می کنیم. پیشاپیش این همه لشکر آمده به عشق رهبر آمده سلامتی امام خامنه ای صلوات
{favorites}
امام خوبیها
موضوعات: سیاسی
12 بهمن 57.بهترین خبر به مردم رسید.امام آمد.
پلکان هواپیما هدف چشمها شده. .............. و امام آمد. امام را میبینم که با فرزندش آ سد احمد آقا با قلبی آرام و مطمئن از پله ها پایین می آید.امسال تصمیم گرفته ام تا با دقت به صحنه ها نگاه کنم.فیلم را برگرداندم.فیلم را از هواپیما، نه..........نه...........از ترکیه و نجف و پاریس و هواپیما و فرودگاه تا بهشت زهرا(س) و جماران با دقت دیدم.عده ای که ظاهرا از خواص بودند را دیدم که سعی در عکس انداختن با امام را دارند.خیلی برایم جالب بود.هرچقدر که فیلم را برمیگرداندم و دوباره میدیدم نکات تازه ای دستگیرم میشد. که البته دلم را خون کرد.پس بشنوید و بخوانید ای خواص. امام شمع نیست که به دورش حلقه زنید و با او عکس یادگاری بگیرید.ما با امام در ترکیه و نجف و پاریس و هواپیما و جماران نبودیم. ما با امام عکس یادگاری نداریم.پدرانمان هم با امام عکس یادگاری ندارند.امام شمع است که پروانه ها به دورش حلفه زنند و بسوزند.حسین فهمیده با امام عکس نداشت.این رهبر 13 ساله دور رهبرش گشت و سوخت و فدا شد. شعارشان اکنون همان شعار انصار در سقیفه است.همانهایی که ادعای یاری پیامبر(ص) میکردند.ادعای یاری اسلام میکردند.باز هم تاریخ تکرار شده است و خواص ادعای یاری امام میکنند.سند ادعایشان هم چند عکسی است که با امام گرفته اند.از همه اینها هم که بگذریم مدعی راه امام بداند که ملاک حال فعلی افراد است. دور وبرت را که دیدم عمارهای زیادی را یافتم.بهشتی ،مطهری،رجایی،باهنر،دیالمه و... . اما خط کثیف نفاق حضور آنها را برنتافت و عمارها تک تک مثل پروانه دور شمع سوختند. البته فقط اینها نبودند. افراد دیگری هم بودند که حال فعلی شان خیلی با آن زمان فرق میکند.یعنی بی بصیرتان. یعنی همرنگ شدگان با نفاق و إبن یزید. امام! همین ها جام زهر را به تعارف کردند.دشمن تو آمریکا بود،ولی استکبار به تو جام زهر نداد.مگر خودت نفرمودی که آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند.جام زهر را خودی ها به تو نوشاندند.جام زهر را آن کسی که منافقین و لیبرال ها به بیتش نزدیک شدند نوشاند.عجب حکایتی دارد این مهدی هاشمی!!!مهدی هاشمی اولی جرمش چندین قتل عمد و چند جرم دیگر بود،که به اعدام محکوم شد. اما مهدی هاشمی خودمون جرمش براندازی نظام است.همین کافی است تا قوه قضاییه حکمش را که نیازی به بررسی ندارد صادر کند.جالب است،حامیان ولایت و نظام که در 8 ماه دفاع مقدس امتحان خوبی پس دادند محاکمه شدند و از محاکمه سران فتنه و هاشمی ها خبری نیست.آفرین بر این قوه قضاییه.خسته نباشی جناب لاریجانی. یادمه اردیبهشت ماه امسال که چند تن از تروریست های پژاک اعدام شدند سران فتنه مانند شیخشان یعنی شیخ منتظری اعتراض کردند بیانیه دادند و مانند شیخ ساده لوح گوشه ای دیگر از چهره نفاق را در معرض دید قرار دادند. اتفاق دیگر امسال طرد نوه ات از آغوش ملت بود.حسن آقا از آغوش تو هم خارج شد. سد حسن بعد از فتنه به جای نشر آثار تو و راه تو ، تو کوچه فتنه پا گذاشت.حتی طاقت شنیدن حرفهای تو را در صدا و سیما نداشت.شما را به عنوان شاخص نپذیرفت.می دانم اگر بودی با این نوه ات هم مانند سد حسین پسر آقا مصطفی رفتار می کردی.حتی وقتی صدا و سیما عکس پاره شده ات را توسط خس و خاشاک ها نشان داد،اعتراض کرد که چرا جرم فتنه گران را نشان داده اید؟به جای موضع گیری علیه آنها و عمل شان ، حمایت از آنها را در پیش گرفت.اگر آتش زدن تمثال امام توهین نیست،بی بصیرتی خواص که توهین است به امام.تنها گذاشتن ولایت فقیه توهین است.امام ببین که نوه ات حامیان ولایت را مجرم میداند و علیه شان حرف میزند.هرکس که در راه امام قدم گذارد نوه امام است.چه زیبا شعاری بود در روز 14 خرداد.” نواده ی روح الله،سید حسن نصر الله " . امام نبودی ببینی که جلسه گذاشتند و گفتند که عبای رهبری باید به جماران برگردد.انقلاب که ارث هزار فامیل یست.غلط کردند که میگویند انقلاب ارث پدریشان است.انقلاب ارث خانواده شهدا است.ارث خانواده شهید حسین غلام کبیری است.مگر به همین ها نفرمودی که "یادتان نرود که شما را همین مردم از حجره ها ی تنگ و از نداری ها و از فقر و زندان به این مقام رساندهاند."کجا بودی که آقا زاده هاشان تا خرخره خوردند وفریاد زدند که این اقلاب برای ما هیچ کاری نکرده است.هرکس که در مزرعه انقلاب کار کند و فریب علف هرز را نخورد پیروز است.اما همین ها طلبکار انقلابند.همه چیزشان از انقلاب است و باز هم از انقلاب طلب دارند. آمریکا هنوز که هنوز است از نام تو از راه تو از قیام تو میترسدونبودی که در دولت اصلاحات سر دادن شعار مرگ و آتش زدن پرچم آمریکا را اعمالی زشت و وحشیانه پنداشتند.گفتند که تو دیگر وجود نداری و باید به موزه تاریخ بروی.مگر نگفتی که من شهادت در راه حق و اهداف الهی را افتخار جاودان می دانم؟ اما همین ها فرهنگ شهادت را خشونت آفرین تلقی کردند.مگر نگفتی ولایت فقیه همان ولایت رسول الله است؟اینها رفتن یامبر را خاتمه ولایت شمردند و حتی ولایت ائمه(علیهم السلام) را انکار کردند.گفتی که این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است.اما فتنه جویان در روز عزای سیدالشهدا(ع) پرچم های عزا را آتش زدند . کف و سوت زدند.همانی که خود را نخست وزیر امام خطاب می کرد اینها را خداجو نامید.من سال پیش فهمیدم که "هذا یوم فرحت به آل زیاد" یعنی چه.به چشم دیدیم شادی آل زیاد را.این یعنی سران فتنه از آل زیاد هستند.هدفشان نفی اسلام بود.هدفشان همان هدف دشمنان أباعبدالله بود. جالب تر همه اینها همراه شدن خواص بی بصیرت با آنها بود.همان ها که ادعای یار امام بودن داشتند.خود را یار غار امام می دانستند.اما یار راه امام نبودند. در زمان فتنه یار ولایت نبودند. اگر با ولایت نباشی ،خواه به نماز ایستاده باشی،خواه به شراب نشسته باشی.روی صحبتم با آقای هاشمی است که هر جمله ای از دهانش خارج میشود قند در دل دشمن آب میکند.باز هم گفته ای که من مواضعم همانی است که در نماز جمعه 26 تیر گفته ام.باشه!!مواضعت همان باشد. ما هم مواضعمان همانی است که در 22 خرداد گفتیم.همان مواضعی که در نماز جمعه 29 خرداد گفتیم.مواضعمان همانی است که در 9 دی و 22 بهمن و تمام روزهای انقلاب گفتیم. آری ! ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند. این شعار یعنی دیگر سقیفه ای در کار نیست.یعنی لرزه بر اندام دشمن.یعنی خانه نشیني علی،هرگز! کوفی یعنی نان انقلاب را بخوری و سنگ دشمن را به سینه بزنی. شریعتی میگفت که خوارج کسانی هستند که کلمات دشمن را تکرار میکنند به زبان دوست. پدرم میگفت بچه حزب اللهی ها شعارشان این بود:"خطبه هاشمی،نماز خامنه ای". اما آقای هاشمی خطبه های حال فعلیتان فقط به دل دشمن میچسبد.گفتید هیچ دو نفری مثل من و آقای خامنه ای به هم نزدیک نیستیم.نامه سرگشاده بدون سلام و والسلام نشانه محبت شماست؟چرا از محاکمه فرزند دلبندتان که مجرم است جلوگیری می کنید؟به نظرتان اگر امام بود با شما چه کار میکرد؟ آیا نه اینکه شما را از صحنه سیاسی محو میکرد؟جانم فدای سید علی که سینه اش پر از سکینه است.رحمتش شامل حال دشمنانش هم میشود.رحمة الله الواسعه است.رحمتش وسیع است. الآن میگویند آقا تنهاست.من اصلا این حرفها را قبول ندارم.مگر وقتی ندای أین عمار سر داد میلیون ها عمارآماده ی فدا شدن نشدند؟علی دیگر تنها نیست و نخواهد بود.گردش خون در رگهایمان شیرین است اما ریختن آن در پای سید علی شیرین تر و نه شیرین تر بلکه بسیار شیرین تر است.آقای هاشمی بر سر مواضعت بمان. ما هم می ایستیم.همین شماها بودید جام زهر را در دل امام کردید.نامه امام به به شیخ منتظری بدجوری دلم را می سوزاند.با مطلع نامه اشک از چشمم جاری میشود. "با دلی پر خون و قلبی شکسته چند کلمه ای برایتان می نویسم". "سخنی از سر درد و رنج و با دلی شکسته و پر از غم و اندوه با مردم عزیزمان دارم. آقای هاشمی! یکبار دیگر این نامه را بخوان. من با خداي خود عهد كردم كه از بدي افرادي كه مكلف به اغماض آنها نيستم هرگز چشم پوشي نكنم. من با خداي خود پيمان بسته ام كه رضاي او را بر رضاي مردم و دوستان مقدم دارم.اگر تمام جهان عليه من قيام كنند دست از حق و حقيقت برنميدارم. اما آقاي هاشمي كه ادعاي همراهي با امام را داريد و به قول خودتان خواب امام را ميبينيد،آيا شما رضاي خدا را بر رضاي فرزندانت مقدم داشتي؟ امام فرمود:من كار به تاريخ وآنچه اتفاق مي افتد ندارم.من تنها بايد به وظيفه شرعي خود عمل كنم . من بعد از خدا با مردم خوب و شريف و نجيب پيمان بسته ام كه واقعيات را در موقع مناسبش با آنها در ميان گذارم. "تاريخ اسلام پر است از خيانت بزرگانش به اسلام ". سعي كنند تحت تاثير دروغ هاي ديكته شده كه اين روزها راديو هاي بيگانه آن را با شوق و شور و شعف بيان ميكنند نگردند. از خدا ميخواهم كه به پدر پير مردم عزيز ايران صبر و تحمل عطا فرمايد و او را بخشيده و از اين دنيا ببرد تا طعم تلخ خيانت دوستان را بيش از اين نچشد.ما همه راضي هستيم به زضايت او . از خود كه چيزي نداريم.هرچه هست اوست.والسلام امامم!فرمودي كه خدايا مرا از اين دنيا ببر ت طعم تلخ خيانت دوستان را بيش از اين نچشم.دلم را آتش زدي.مانند مادرت دعا كردي.اين روزها ايام شهادت پيامبر(ص) است.ايام نامردي مردمان مدينه.خيانت بزرگان به اسلام. ايام تنهايي علي(ع). ايام آتش زدن در خانه اي كه جبرئيل بدون اذن داخل آن خانه نشد.اين روزها هم دعاي مادر همين بود.اللهم عجل وفاتي حرف من اينست امام.ما بر سر عهدي كه پدرانمان و خودمان با تو بستيم ميمانيم.ما عمارهايي هستيم كه خون در رگهايمان را نثار سيد علي ميكنيم.تا پرچم انقلاب از دست حضرت ماه به دست حضرت بقيه الله الاعظم(عج) برسد. ما همان نسل جوانيم كه ثابت كرديم در ره عشق جگردار تر از صد مرديم هر زمان شور خميني به سر افتد ما را دور سيد علي خامنه اي ميگرديم اللهم أرزقنا شهاده في سبيلك
{favorites}
آخرين مطالبمطالب برتر
|





















